پیشنهاد ما

توروخدا ببین

توروخدا ببین

تو اتوبوس بودن یه خانوم پیر ازم پرسید 

کجا درس میخونی؟

گفتم : گرگان

کفت : کرمان؟

گفتم نه مادر جون گرگان 

گفت : کجا؟ کرمان؟ آره؟

دیدم زشته صدامو بلند کنم بگم بشنوه گفتم : آره همون کرمان

گفت : پس گوه میخوری میگی گرگان!!!

مارو ول کن، همونجا همه مسافرا صندلی ها رو گاز گرفتن

 

خنگه فامیلش خبردار بود بعد فامیلاش خدمت خورد رفتن هروقتم تو پاسگاه فرمانده میگفت :«خبـــردار» میگفت : «حاضر» بعد یه روز برای بازرسی از پادگان نماینده ای اومد و فرمانده هم برای اینکه آبروش نره فرستادش مرخصی اما...  اگه میخوای بقیه اش رو بخونی بر ادامه مطلب



برای دیدن این مطلب لطفا عضو شوید.

براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :



برچسب ها : , , , , , , ,

بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی